تبليغاتX
تاریخچه شهرستان گلپایگان - کوتاه در مورد رباطات
 
تاریخچه شهرستان گلپایگان
 
 
این وبلاگ سعی دارد به تاریخچه شهر گلپایگان ‘ بخصوص معرفی اماکن باستانی آن بپردازد
 

 

تا حالا به این فکر کرده اید که چرا در اطراف شهر گلپایگان این همه محله با نامهای مختلف و با پیشوند رباط وجود دارد؟

فکرش را بکنید که خیابان شهید قرنی (همان کوچه شیرازی های سابق) را تا انتها می روید و بعد هوس می کنید آنرا ادامه دهید. به کجاها می رسید؟ من برایتان می گویم. اول از همه می رسید به رباط خواجه علیجان از اونجا که می گذرید می رسید به رباط حسینیه جاده را که ادامه می دهید، رباط نعلبند در برابر شما هویدا می شود. آنجا جاده  دو شاخه می شود، یکی می رود به رباط حسن حافظ و دیگری می رود به رباط پیرعلی. ما راه دوم را انتخاب می کنیم. از رباط پیرعلی می رسی به رباط اسفنجه، از آنجا از کنار قلعه حاجی خان سهرابی که بگذری می رسی به رباط ابلولان و بعد سررباطان و..... این یک مسیر کوتاه به طول حدودا 4 کیلومتر بود. حالا نظرتان جلب شد که اینهمه رباط و آنهم اکثرا هم به اسم اشخاص بیانگر چه موضوعی است؟

هر چند که رباط از دورانهای اولیه اسلام و حتی قبل از آن به معنی پاسگاههای مرزی در اطراف شهرها به کار می رفت اما از قرون چهارم و پنجم هجری به بعد با ورود ترکان آسیای میانه به ایران و رواج تصوف توسط آنان، رباط کاربری اولیه خود را از دست داد و از این پس به مفهوم خانقاه و مراکز خیریه درآمد و هر کدام از آنها توسط یک پیر و مرشد صوفی اداره شده و مخارج آنها را مردم محل پرداخت می کردند. اینکه صوفی گری چگونه به ایران راه یافت و دلایل گرایش مردم به این پدیده مخرب یا بنا به نظر برخی سازنده، چه بود، بحثی بسیار طولانی است که در حوصله این نوشتار کوتاه اینترنتی نمی گنجد ولی این مقدار می توان گفت که در قرون هشتم و نهم هجری تقریبا همه شهرها و روستاهای ایران واجد تعداد زیادی خانقاه و رباط بودند و تقریبا همه مردم تابع و یا مرید یکی از مشایخ صوفیه بودند.

سخن را کوتاه می کنم و به دوستان علاقه مند در این خصوص خواندن دو کتاب را توصیه می کنم

-          رحله ابن بطوطه یا سفرنامه ابن بطوطه که در قرن هشتم اکثر شهرهای ایران را دیده و گزارش مفصلی در مورد آنها نوشته است

-          تاریخ خانقاه در ایران تالیف محسن کیانی که کتاب بسیار خوبی در خصوص سیر تطورات مفهوم رباط در اعصار مختلف است.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 16:6  توسط  دکتر مسعود اكثيري  | 
 
  بالا